X
تبلیغات
رایتل

آسیب شناسی فک و فامیل

دوشنبه 1 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 00:07

  

 

1-خاله

 

 

معنای لغوی: خواهر مادر 


 معنای استعاره ای: هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و  

صمیمی داشته باشد.نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و  

 

دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای 

 

 شما آبنبات و لباس می خرد.غذای مورد علاقه: آش  

 

کشک.زیر شاخه ها: شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه 

 

 می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر  

 

خاله،پسر خاله: همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی  

 

عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا  

 

باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه  

 

هستید.مشاغل  کاذب: خاله زنک بازی، خاله خانباجی.چهره 

 

 های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.داشتن یک خاله 

 

 ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است   

 

 

 

 .2-عمه 

 

 

معنای لغوی: خواهر پدر

 


 معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و  

 

 صمیمی

 

داشته باشد،هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.نقش 

 

 سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه 

 

 ی فحش هایی که می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی  

 

محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳-  

 

توجیه کلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای 

 

 دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ  

 

دیگه. از ذکر مثال معذوریم...غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.زیر 

 

 شاخه ها: شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و  

 

چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که 

 

 در  بزرگسالی حالتان را به هم می زنند!!مشاغل کاذب Match- 

 

Making.چهره های معروف: عمه لیلا.داشتن یک عمه که در  

 

توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است.  

 

 3-دایی  

 

معنای لغوی: برادر مادر 


 معنای استعاره ای: هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی  

 

داشته باشد،هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را  

 

داشته باشد.نقش سمبلیک: یکی از معدود مردانی که هر چند به 

 

 سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد،  

 

همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه  

 

کرد.غذای  مورد علاقه: فسنجون.زیر شاخه ها: زن دایی: یک زن  

 

چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.  

 

پسردایی،دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل 

 

 یک همرزم ساپورتتان می کنند.چهره های معروف: علی دایی،  

 

دایی جان ناپلئون.سعی کنید حتمن حداقل یک دایی داشته  

 

باشید.  

  

4-عمو 

   

 

معنای لغوی: برادر پدر  

 

 معنای استعاره ای: هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی 

 

 داشته باشد.نقش سمبلیک: یکی از مردانی که شما همیشه  

 

باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای  

 

جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه  

 

سبزی  می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر  

 

فرو می رود.غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.زیر شاخه  

 

ها: زن عمو: یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و  

 

خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران 

 

 کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج 

 

 نکنید خطر را از سر گذرانده اید.مشاغل کاذب: بازی در قصه های 

 

  ایرانی-اسلامی.چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، 

 

 عمو پورنگ.داشتن یک عمو ی پولدار خیلی خوب است.   

 

  
 
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد