.:: گروه هواداران لرستان ::.
X
تبلیغات
رایتل

.:: گروه هواداران لرستان ::.
بود افتخارم لرستانیم نژادم ز لراست و ایرانیم
قالب وبلاگ
لینک دوستان

 

 مرد هدیه ای که چند لحظه پیش از دختر گرفته بود را محکم به سینه اش چسبانیده بود و طول خیابان را طی می کرد . به صرافت افتاده بود ، این یادگاری را برای همیشه نگهداری کند . ولی از حواس پرتی و شلختگی خودش می ترسید . توی مسیر همش به این فکر می کرد که چگونه از این هدیه ارزشمند مراقبت کند . فکری به ذهنش رسید . وارد خانه که شد هدیه را جلوی سینه اش گرفت و گفت ( تقدیم به همسر عزیزم ) همسرش تا آخر عمر ، آن هدیه را مثل تکه ای از بدن خودش مواظبت می کرد

[ شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ] [ 23:20 ] [ فریدون ]
داغ کن - کلوب دات کام
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
تعداد بازدید ها: 131279